تحولات منطقه

در اینکه آمریکا و اسرائیل همواره در تلاش بودند نسبت به ملت ایران دشمنی داشته باشند شکی نیست و حتی مقامات این دو رژیم در دولت‌های مختلفشان بارها به این مهم تأکید داشته‌اند.

وقتی نقشه‌ها خراب می‌شود
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

در اینکه آمریکا و اسرائیل همواره در تلاش بودند نسبت به ملت ایران دشمنی داشته باشند شکی نیست و حتی مقامات این دو رژیم در دولت‌های مختلفشان بارها به این مهم تأکید داشته‌اند. اما اختلافات میان اسرائیل و ایالات متحده در جنگ با ایران، که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده، اکنون به یکی از چالش‌های مهم این درگیری تبدیل شده است. این اختلافات عمدتاً بر سر اهداف، زمان‌بندی پایان جنگ و نحوه دستیابی به پیروزی شکل گرفته و می‌تواند آینده عملیات نظامی، اتحاد دو رژیم متجاوز و حتی ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

اهداف محدود ایالات متحده در برابر اهداف گسترده‌تر اسرائیل

به گزارش وال استریت ژورنال، دونالد ترامپ ادعا کرده جنگ «تقریباً تمام شده» و عملیات نظامی آمریکا تقریباً کامل است، اما اسرائیل ایده‌های دیگری دارد و بر ادامه فشار برای ایجاد شرایط تغییر رژیم در تهران اصرار می‌ورزد. ایالات متحده اعلام کرده بر نابودی برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک، نیروی دریایی سپاه پاسداران و قطع حمایت ایران از محور مقاومت تمرکز دارد.
به گزارش واشنگتن اینستیتوت، آمریکا مسئولیت تخریب نیروی دریایی ایران و اهداف سخت را بر عهده گرفته، در حالی که اسرائیل بر ترور مقامات کشورمان و فرماندهان نظامی اولویت داده است. به عقیده کارشناسان غربی این تفاوت در انتخاب اهداف نشان‌دهنده اهداف متفاوت است؛ آمریکا به دنبال محدود کردن تهدیدهای نظامی ایران بدون ورود مستقیم به تغییر نظام است و نگران هزینه‌های اقتصادی طولانی‌مدت مانند افزایش قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار و فشارهای سیاسی داخلی است. در مقابل، اسرائیل جنگ را فرصتی برای تضعیف اساسی و دائمی جمهوری اسلامی ایران می‌بیند.
به گزارش نیویورک تایمز، بنیامین نتانیاهو بارها اعلام کرده هدف نهایی «شکستن استخوان‌های رژیم» و تشویق مردم ایران به سرنگونی حکومت است. هرچند این جنگ‌طلب خودخواه نشانه‌هایی از همراهی مردم ایران برای رسیدن به اهدافش نمی‌بیند، اما همچنان اصرار دارد باید دامنه تخریب را بیشتر کند و به‌نظر می‌رسد قصد دارد مستقیماً اقدام به تنبیه مردم برای همراهی نکردن با او کند. اسرائیل حملات خود را به مقامات ارشد، صنعت نفت، انبارهای سوخت و زیرساخت‌های کلیدی گسترش داده تا رهبری ایران را مجبور به عقب‌نشینی یا تغییر کند.
البته به گزارش تایمز آو اسرائیل، تحلیلگرانی مانند مایکل سینگ از مؤسسه واشنگتن تأکید کرده‌اند که اهداف عمدتاً هم‌راستا اما نه یکسان هستند: اسرائیل سیستم دفاع موشکی ایران را مخالف جاه‌طلبی‌ها و تروریسم دولتی خود احساس می‌کند و به دنبال تضعیف دائمی و حتی ایجاد آشوب در ایران است، در حالی که آمریکا اولویت‌های جهانی دیگری دارد و به‌قول ترامپ می‌تواند «بسته‌بندی را تکمیل کند و برود».

فشارهای داخلی و تنش‌های زمان‌بندی

به گزارش بلومبرگ، با طولانی شدن جنگ (حالا بیش از ۱۰ روز)، شکاف میان دو طرف بیشتر شده است. ترامپ تحت فشار افزایش قیمت نفت، کاهش حمایت عمومی (طبق نظرسنجی‌ها تنها ۲۵درصد آمریکایی‌ها از جنگ حمایت می‌کنند) و نگرانی از تأثیر بر انتخابات میان‌دوره‌ای و بیشتر از همه اثرات مخرب جنگ بر اقتصاد آمریکا، سیگنال‌هایی برای پایان زودهنگام می‌دهد و گفته که جنگ «خیلی زود تمام خواهد شد». باوجود این یک مقام آمریکایی که نخواسته نامش فاش شود در گفت‌وگو با رویترز تأیید کرده که اهداف نظامی دو کشور متفاوت است و «تغییر رژیم یکی از اهداف اسرائیل است»، در حالی که آمریکا بر نابودی قابلیت‌های نظامی تمرکز دارد.
اسرائیل اما زمان بیشتری می‌خواهد. به گزارش تایمز آو اسرائیل، نتانیاهو معتقد است قدرت هوایی به تنهایی کافی نیست و ادامه فشار می‌تواند به قیام داخلی منجر شود. به ویژه اینکه نتانیاهو برعکس ترامپ از حمایت ساکنان اراضی اشغالی هم برخوردار است و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد بیش از ۸۰درصد شهروندان صهیونیست از جنگ حمایت می‌کنند که این برای بی‌بی در آستانه انتخابات حیاتی است. اسرائیل هر روز را «آخرین روز جنگ» می‌بیند و تمایلی به توقف زودهنگام ندارد، در حالی که ترامپ به دنبال «دریچه خروج» سریع است تا از اعتراضات شدید سیاسی و اقتصادی جلوگیری کند.

دغدغه‌های فراموش‌شده کشورهای عربی خلیج فارس

در این میان و در بحبوحه اختلافات تاکتیکی دو متجاوز اصلی، هیچ‌کس نسبت به کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های آمریکایی دغدغه‌ای ندارد. بدون شک یکی از بخش‌های مغفول در این ماجرا، نگرانی‌های شدید کشورهای عربی خلیج فارس است که انگار نه آمریکا و نه اسرائیل به آن توجه کافی نشان نمی‌دهند.
مقامات حداقل دو کشور خلیجی که نخواسته‌اند نامشان فاش شود به آسوشیتد پرس گفته‌اند که دولت‌هایشان از نحوه مدیریت جنگ توسط آمریکا ناامید هستند، زیرا پیش از حمله اولیه به ایران در ۲۸ فوریه هیچ اطلاع قبلی دریافت نکرده‌اند و هشدارهایشان درباره عواقب ویرانگر جنگ برای کل منطقه نادیده گرفته شده است. این کشورها که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند، از روز اول هدف حملات موشکی و پهپادی گسترده ایران قرار گرفتند و زیرساخت‌های انرژی، فرودگاه‌ها و حتی مناطق مسکونیشان آسیب دیده است.
الجزیره هم در گزارشی گفته است قطر و عربستان سعودی حملات ایران را «ننگ‌آور» و «غیرقابل قبول» خوانده‌اند و نخست‌وزیر قطر، شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، تأکید کرده این حملات بلافاصله پس از آغاز جنگ رخ داد، باوجود اینکه کشورهای خلیجی اعلام کرده بودند در جنگ شرکت نمی‌کنند و تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از درگیری انجام داده بودند.
اما همچنان که مشخص شده و ایران هم از پیش به این کشورها هشدار داده بود، کشورهای عربی فقط قربانی اهداف بلندپروازانه ولی کاملاً غیرواقعی آمریکا شده‌اند. به گزارش نیویورک تایمز، کشورهای انرژی‌محور خلیج فارس که سال‌ها برای جلوگیری از چنین جنگی تلاش کرده بودند، اکنون در سناریو کابوس‌وار گرفتار شده‌اند و نگران‌اند که این درگیری به اقتصاد، امنیت انرژی و ثبات داخلیشان آسیب بزند.
گاردین و کارنگی هم در دو گزارش جداگانه گفته‌اند که کشورهای خلیجی مانند عربستان، امارات و قطر در موقعیت «محکوم به شکست از هر دو طرف» قرار دارند: اگر حمایت کنند، به عنوان همدست اسرائیل و آمریکا دیده می‌شوند و اگر نکنند، ممکن است حمایت آمریکا را از دست بدهند. این درحالی‌است که آمریکایی‌ها حتی به همین میزان همکاری عرب‌ها در جنگ با ایران هم راضی نیستند و سناتور تندرو جمهوری‌خواه لیندزی گراهام، عربستان و دیگر کشورهای عربی را به دلیل عدم حمایت فعال از جنگ مورد انتقاد قرار داده و گفته آمریکا «تنها به خاورمیانه نمی‌رود تا بجنگد» و اگر کشورهای عربی امنیت خود را بخواهند، باید شرکت کنند؛ این اظهارات خشم منطقه‌ای را برانگیخته، زیرا کشورهای خلیجی پیش از این هشدار داده بودند که جنگ عواقب اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای خواهد داشت. این وضعیت می‌تواند اتحادهای آمریکا در منطقه را تضعیف کند، زیرا کشورهای خلیجی احساس می‌کنند منافعشان نادیده گرفته شده و آمریکا اولویت را به دفاع از اسرائیل داده است. این مسئله هرچند در قاموس ایالات متحده چندان ضریبی ندارد اما یکی دیگر از اهدافی است که آمریکا برای پایان دادن به جنگ در نظر دارد.

پیامدهای بلندمدت و ریسک‌های منطقه‌ای

همزمان لانگ وار ژورنال در تحلیلی درباره تفاوت در انتخاب اهداف و اظهارات سران متجاوز به ایران آورده است: مواضع آمریکا و اسرائیل نشان‌دهنده اختلاف دو طرف در پایان مطلوب است؛ آمریکا ممکن است به دنبال نتیجه‌ای مشابه ونزوئلا باشد (رژیم باقی بماند اما همکاری کند)، در حالی که اسرائیل به دنبال تضعیف کامل، آشوب و ایجاد یک کانون دائمی بی‌نظام است. تحلیلگران غربی در گفت‌وگو با این رسانه گفته‌اند بدون تعریف مشترک از پیروزی، جنگ می‌تواند طولانی شود، مذاکرات آینده را پیچیده کند و خطر تشدید درگیری‌های منطقه‌ای (مانند حملات بیشتر به متحدان خلیج فارس) را افزایش دهد. نبود هماهنگی کامل ممکن است به ایران فرصت بازسازی بدهد و نگرانی‌های هسته‌ای را تشدید کند، زیرا جنگ بدون مسیر روشن پایان، ریسک‌های بیشتری به همراه دارد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha